به شما میگویم که در روز آخر، در داورایی نهایی، کسانی که در راستی دست پسر انسان هستند و کسانی که در چپشند دیده خواهند شد. وقتی به عنوان قاضی عادل آمدهام، گفتم: چنانچه قلبهایتان را بر نیازهای برادران و خواهرانتان بسته بودید، من نیز دروازهها را برای شما بستم. آنچه که برای کوچکترین آنها نکردید، برای من هم نکردهاید؛ و گناهتان بیشتر است زیرا از من، از انجیلام و قانون آگاه بودهاید. بروید از من، کسانی که بیدین هستند، چون برادر من اوست که به من شبیه باشد، و شما زیر ماسکهٔ ریاکار نیستید مانند من، بدون عشق که طبیعتِ من است. اینجا جایی است که شباهت در عشق قرار دارد: عشقی کامل در اولاد نخستزادهها. عشقی که در برادران مسیح و ایمان به حد امکان کامل شد. کسی که در عشق زندگی نمی喜 کند یا اعمال عشق را انجام ندهد، برادرِ مسیح نیست — که حتی تا مرگ برای برادرانش عاشق بود — بنابراین همنوای او نیست.
کسانی که دعوت شدند گوشهخورده به آن نبودند و نمی喜 هستند؛ بلکه با قهرمانگی در پیادههایش رفتند و میروند.
آنها اگر عشق به پروردگار برایشان دنبالهٔ آزمونها و رنجهایی بود، ناامید نشدند. همچنین باور نداشتند که کمتر عاشق هستند اگر خدا اجازه داد مردان و رویدادها آنها را تعقیب کنند. برعکس، آن کسی که آنان را دعوت کرده است، عشقهاش و رحمتش را میدانستند؛ حتی در ساعتهای دردناکتر او را پدر و برادر خود میداندند؛ و به مسیح ایمان دارند که با قوی باورشان کامل شدهاند، سفرِ آسمانیشان از آنجا شروع شد.
هیچکس نمی喚د از این قانون خارج شود اگر بخواهد در وضعیت شکوهای باقی بماند که خدا آنها را فراخوانده است. عیسی، انسان به دنیا آمده از مریم — پر از هدایا و محبوب پدر — یک ناظر وفادار بود و با عدالت از هدایایی استفاده کرد که دریافت کرده بود، چنانکه برای همه مردان نیز میبود اگر بیگناه باقی مانده بودند و پر از نعمت— (عیسی و مریم) هیچ فسادی در گوشتی نمی�اندند، بلکه به وسیلهٔ نعمت به روح بدون لکه پیوستند، وارد پادشاهی ابدی شدند، تا شکوه کامل.
شرح پیام:
عیسی ما را یادآور میکند که هر یک از ما با دو قضاوت مواجه خواهیم شد: یک قضاوت خاص، فوراً پس از مرگ، و یک قضاوت جهانی، وقتی خودش در پایان زمان بازمیگردد تا همه را بقدر کند.
اگر در زندگی خود به برادران و خواهرانی که نیاز دارند کمک نکردیم، نمی�اندند که برای ورود به پادشاهی خدا ارزشمند باشیم.
قضاوت، بنابراین، بر اساس عشق خواهد بود؛ زیرا خدا خودش نیز عشق است; این طبیعت اوست.
هر کس که در دلش عشق دارد به خدا شبیه است؛ هرکس کارهای عاشقی انجام میدهد برادر اوست؛ هرکس در عشق زندگی میکند قادر است خود را بدهد، برای دیگران بمیرد، چنانکه عیسی برای ما کرد.
اولین حواریون پس از مرگ عیسی و دریافت روحالقدس (پنتهکوست)، سه فعالیت آغاز کردند: انجیل را به همه ملل اعلام میکردند، نیازمندان را یار میدیدند (دیاکونیا) و مبلغ بودند. در نام مسیح هر گونه آزمایشی را تحمل میکردند: زندان، شلاقزنی، کتک خوردن، اخراج از اورشلیم، تحقیر… اما همه اینها را با قهرمانانهای تحمل کردند، زیرا عیسی را شناختند؛ فهمیدند که او پسر خدا است و نمی�باید «از آنچه دیدهاند و شنیدهاند خاموش بمانند». عیسی در پیام خود به ما میگوید که همان سرنشینی برای ما نیز انتظار دارد، حواریون جدید او. هیچ چیز نمیتواند از عشق او شک داریم، حتی وقتی زندگی ما را آزمایشهای سختتری تحتالشعاع قرار دهد و احساس کنیم همهچیزمان رها شدهاند. باید با اعتماد به خود ادامه دهیم در سفر که ما را به وطن آسمانی میرساند، جایی که از آنجا آمدهایم و دلها برای بازگشت به آن آرزو دارند.
عیسی پیامش را با یادآوری اینکه او و مادر محبوباش هرگز اثرات گناه (فساد بدن) تجربه نکردند، زیرا بیگناه ماندند و پر از نعمت بودند (دوستی خدا پدر)، به پایان میرساند؛ و همان سرنشین برای ما نیز پیش آمده بود اگر پاک ماندهبودیم و در عشق خدا.
با این درس عالی در الهیات، عیسی یکی از سه پایه اصلی فصل قدغن (صوم) را برجسته میکند: صدقهدار بودن. به کمک نیازمندان بیشتر تعهد کنیم؛ نپذیریم که یاری — چه مادی و چه روحانی — به کسانی که آنها را نیازمند هستند، ندهم.
منبع: ➥ LaReginaDelRosario.org