لوسیا از فاتیما
برادران و خواهران، ما سه چوپان کوچک فاتیما هستیم — تمام دنیا ما را با این نام میشناسند. ما صرفاً چوپانهای کوچک نبودیم؛ ما توسط مریم عذرا انتخاب شدیم تا پیام او را به جهان برسانیم.
من از راز سوم فاتیما صحبت میکنم، که تقسیمناپذیر است، هرچند محتوای آن از چیزهای بسیار متفاوت مربوط به جهان، کلیسا، آینده، تغییرات، جنگها، قحطیها و مجازاتها سخن میگوید؛ از خداوند ما و خشم او علیه کسانی که در این جهان بدی میکنند، سخن میگوید.
بسیاری به جهنم میروند؛ هیچکس نمیخواهد با فداکاری، شر را تضعیف کند.
بانوی ما مدتهاست که در حال گریه کردن است، التماس میکند و از همه میخواهد که دعا کنند و نیکو باشند، اما جهان — اکثریت — از گناه پیروی میکنند، مدام خود را در گناه تجدید میکنند، چشمان خود را به روی عشق، طبیعت و نعمتهایی که خداوند ما به زمین بخشیده است میبندند؛ شما متوجه نیستید که انسانها چقدر کوچک و ضعیف هستند، چقدر به خداوند ما نیاز دارند، اما با این حال از پذیرش آن سر باز میزنند تا از هر آنچه بیشتر خوششان میآید پیروی کنند — و بدین ترتیب جهنم پربارتر میشود.
بانوی ما همچنین در راز سوم فاتیما درباره این موضوع با ما صحبت کرد؛ او به ما گفت که خانوادهها نابود خواهند شد و پیوندهایی را که خداوند ما برای نقشههای خود طراحی کرده بود، از هم خواهد گسست؛ او به ما گفت که خدمتگزاران بسیاری به شیطان فرصت ورود به کلیسای اصلی را خواهند داد.
بانوی ما به ما — سه چوپان کوچک — خردی بیشتر از کسانی بخشید که مطالعه کردهاند و با این حال در ساکت کردن ما یا واداشتن ما به سخن گفتن شکست خوردهاند؛ پایداری ما تزلزلناپذیر بود زیرا به آنچه میدیدیم ایمان داشتیم.
برادران، خواهران، من لوسیا از فاطیما — در کودکی، مراقب ژاسینتا و فرانسیسکو بودم، اما پس از مرگ آنها در این جهان، آنها مراقب من بودند زیرا من تنها مانده بودم. مردم اینطور فکر میکنند، اما من تنها نبودم — بانوی ما با من بود.
ژاسینتا اینجا است و میخواهد با شما سخن بگوید.
ژاسینتا از فاطیما
برادران و خواهران کوچک، ممنونم که در این مکان مقدس که توسط بانوی ما انتخاب شده است حضور دارید — حضور او اینجا شب و روز هست، درست همانطور که در فاطیما بود — مأموریت ما در حال ادامه است.
بانوی ما مشتاق رستگاری همه فرزندانش است؛ او مدتهاست که این را درخواست کرده است، اما همه گوش نمیدهند — آنها ترجیح میدهند به دنیا و بردگی آن وابسته بمانند. در راز سوم فاطیما، بانوی ما درباره آینده با ما سخن گفت؛ آنچه امروز در حال رخ دادن است تنها آغاز کار است.
دعا کنید و فداکاریهای کوچک بسیاری انجام دهید، همانطور که بانوی ما همیشه خواسته است. شر بسیار قدرتمند است؛ میداند چگونه هر انسانی را فریب دهد. همه این را درک نمیکنند. بانوی ما چیزهای زیادی به ما آموخته است، او بارها بر ما ظاهر شد؛ او به ما آموخت که خیر را از شر تشخیص دهیم.
ما کوچک بودیم و خیلی چیزها را نمیفهمیدیم، اما او، مانند یک مادر، دست ما را گرفت و راهنماییمان کرد.
لوسیا از فاطیما
فرانسیسکو اینجا است و میخواهد با شما صحبت کند.
فرانسیسکو از فاطیما
برادران و خواهران کوچک، راز فاطیما به وضوح با جهان سخن میگوید، مریم مقدس میخواهد که راز او به تمام جهان برسد؛ گواهی بر آنچه میدانید باشید، زیرا جهان نیاز دارد حقیقت را بشنود — حقیقتی که از آسمان میآید، حقیقتی که توسط مردانی پنهان شده است که خداوند ما را دوست ندارند، بلکه به ضعفهای انسانی و شهوانی وابستهاند.
شیطان مدام روحهای خدا را گیج میکند، ما باید دعا کنیم — بسیار زیاد دعا کنیم — تا خداوند ما بتواند کمی بیشتر رحمت نشان دهد؛ مداخله او در جهان نزدیک است. آماده باشید؛ دعا کنید؛ قربانی کنید تا روحهای گناهکاران بیچاره نجات یابند، همانطور که مریم مقدس میخواهد.
لوسیا از فاطیما
برادران، خواهران، حضور مریم مقدس در میان شماست.
وقتی برای چریدن گوسفندان بیرون میرفتیم، هنگام غروب خورشید بالای کوه میایستادیم تا مریم مقدس را صدا بزنیم؛ میخواستیم که او صدای ما را بشنود. امروز نیز همین کار را در این کوه انجام دهید، زیرا او شما را به اینجا فراخوانده است؛ با دعا کردن از صمیم قلب، اطمینان حاصل کنید که او دعاهای شما را میشنود.
بهزودی من، لوسیا، به همراه ژاسینتا و فرانسیسکو، در کنار مریم مقدس بازخواهیم گشت تا تمام خانوادهها را برکت دهیم.
حالا باید برویم، اما حضور مریم مقدس همیشه در میان شماست؛ او همه ما را به نام پدر، پسر و روحالقدس برکت میدهد.
مریم مقدس با من و با شماست.