فرزندان عزیز، مریم مادر پاک، مادر همه ملل، مادر خدا، مادر کلیسا، ملکه فرشتگان، پناه گناهکاران و مادر مهربان تمام فرزندان زمین — بنگرید فرزندانم، امشب نیز او میآید تا شما را دوست بدارد و برکت دهد.
فرزندان من، بر گوش سپردن به ملکه ارواح تمرکز کنید؛ چنین فیض بزرگی را از دست ندهید!
میبینید که برای هر چیزی وقت پیدا میکنید — برای چیزهای بیارزش و چیزهایی که هیچ معنایی ندارند — اما نمیتوانید وقتی برای گوش سپردن به روح زیبا، یعنی خود خدا، بیابید.
آه فرزندان من، اگر فقط میدانستید چه لذتی شما را لبریز خواهد کرد! زمان زیادی است که آن را حس نکردهاید و تمام اینها شما را تهی کرده است، مانند بیابانهایی خشک؛ پس اطمینان حاصل کنید که در اینجا و آنجای این بیابانها گلهایی جوانه بزنند.
میبینید فرزندانم، من درک میکنم که شما موجودات زمینی هستید و چیزهای زیادی دارید، اما هرگز نباید از گرانبهاترین خیر فاصله بگیرید؛ این برای شما حیاتیتر از غذاست زیرا وقتی به ملکه ارواح گوش میدهید، در حقیقت به خدای پدر آسمانی گوش میسپارید و هنگامی که به او گوش دهید، او پیشاپیش شما را با عطایای مقدس آسمانیاش تغذیه کرده است.
میدانم که دیگر به این فیض — فیضی بیکران — عادت ندارید؛ بنابراین مادرتان به شما توصیه میکند که نور را کم کنید و پاهایتان را دراز کنید؛ از بالش استفاده نکنید، و دعا کنید، دعا کنید و تامل کنید که خدا چه هدیه بزرگی به شما داده است: خودِ وجودتان. و با این کار، کمکم و ذرهذره، دوباره ارتباطتان را با روح زیبایتان برقرار خواهید کرد. او کمی خوابآلود است؛ چندان رنجیده نیست. خود خداست که او را هدایت میکند و باعث میشود کمی رنجیده باشد، زیرا او آنچه را خدا میگوید انجام میدهد. خدا دوست ندارد فرزندانش به او گوش ندهند و برای مدتی طولانی اینقدر از او دور بمانند. خدا برای شما حیاتی است — او هوایی است که نفس میکشید!
هر صبح با فیض او برمیخیزید؛ روزتان را میگذرانید، کار میکنید، هر کاری انجام میدهید و سپس به خانههایتان بازمیگردید، با خانوادههایتان جمع میشوید و سپس زمان استراحت فرا میرسد — و تمام اینها نیز همیشه هدیه و فیضی از جانب خدای پدر آسمانی است.
آیا هرگز میتوانید آنچه را به شما گفتهام انجام دهید؟ من میگویم بله!
چقدر به دنبال چیزهای بیارزش میدوید! اگر آنها را کنار بگذارید و آنچه را به شما گفتهام انجام دهید — به همین سادگی — ارتباط شما با خدا فوری خواهد بود!
ستایش باد پدر، پسر و روحالقدس
برکت مقدس خود را نثارتان میکنم و از اینکه به من گوش دادید سپاسگزارم.
دعا کنید، دعا کنید، دعا کنید!
عیسی ظاهر شد و فرمود
خواهر، این عیسای است که با تو سخن میگوید: تو را در تثلیث خود برکت میدهم — پدر، من پسر، و روحالقدس! آمین.
باشد که او به وفور، با شکوه، نورانی، مقدس، پاککننده و زندگیبخش بر تمام مردمان زمین نازل شود، تا دریابند که من گرانبهاترین گنجینه آنها هستم.
شما از من دور شدید؛ کمی مرا رنجاندید، اما من کینه به دل نمیگیرم. منتظرتان هستم — بنگرید، چاه من با گلهای رنگارنگ آراسته شده است.
بیایید، بیایید و با من همنشینی کنید؛ ضیافتی خواهیم داشت و سپس اجازه میدهم از چاه من — چاهی بیانتها — آب بکشید و هر فیضی را که تمنا دارید به دست آورید. به من نگویید چه کشیدهاید؛ آن را برای خودتان نگه دارید — برای من همین کافی است که بیایید و با من همنشینی کنید. من اینجا هستم؛ تقاضای محبت دارم — محبتِ همراهی شما. مرا تنها نگذارید؛ میخواهم با شما گفتگو کنم. میخواهم شما را برای آن روزی که فرا میرسد آماده کنم؛ میخواهم به همه شما بیاموزم که وقتی زمان رسید و به خانه پدرم بازگشتید، چگونه به آن نور عظیم بنگرید. آیا مرا فهمیدید؟
بیایید فرزندان من، کسی که با شما سخن گفت، خداوند شما عیسی مسیح است، چاه بیکران شما، و جویباری که هرگز خشک نمیشود.
بیایید، بیایید تا سفرهای بزرگ بگسترانیم!
تو را در تثلیث خود برکت میدهم، که همان پدر، من پسر و روحالقدس است! آمین.
باکرهی مبارک تماماً جامهای از عاج به تن داشت؛ بر سرش تاجی از دوازده ستاره بود؛ در دست راستش لنگری مفرغی داشت؛ و در پایش واحی از درختان نخل با گوسفندانی بسیار بود.
عیسی در جامه عیسای رحیم ظاهر شد؛ به محض ظهور، از ما خواست تا دعای پدرمان را بخوانیم؛ او بر سرش تاج داشت، در دست راستش یک سبد کوچک (وینکاسترو) گرفته بود و در پاهایش برهای روی سیخ قرار داشت که برههای کوچکش دور آن بودند.
فرشتگان، مقربین و قدیسان حضور داشتند.