بچههایم، مادر پاک مریم، مادر همه ملتها، مادر خدا، مادر کلیسا، ملکه فرشتگان، یاری ستمدیدهان و مادری رحمتبخش برای تمام فرزندان زمین — نگاه کنید بچهها، او دوباره این شب به شما میآید تا از شما عشق بگذارد و برکت دهد.
بچههایم، ملتهای زمین، امروز روزی است که رحمت پرورده برای شماست؛ آن را بدهید و سخاوتمند باشید! نگاه کنید بچهها، این زمان سخت است; یک زمانیست که به شما اجازه آرامش نمی�یهد، اما شما با دعا میتوانید بسیار کاری انجام دهید؛ دعا کنید و در راهی قدم بریدهاید که عیسی برای شماست نشان داده.
اکنون دوباره به حاکمان سخن گویم، آنهایی که توانایی شروع جنگها و توقفشان را دارند: “بستید، اسلحههایتان رو بگذارید و بمبهاشون ممنوع کنید! خودتون رو در آینه ببینید؛ حتی روحتان رو با خون آلوده کردهاید، ملکه ارواح; او شما رو دنبال نمی�یه. وقتی اینطور رفتار میکنید، او به سوی خدا بازمیگرده چون کشتارهایی که هر لحظه انجام میدهید را قبول ننماید. توبه کنید، بر زمین زانو بزنید و بخواهم بخشش یابد، و باور کنید روزی خواهد آمد که پیش تخت الله قرار خواهید گرفت؛ شاید حتی آنجا هم از او انکار کرده باشید; چهره خدا رو ببینید و آتشها رو نیز ببینید، و شاید آتشها را انتخاب کنید!”
من تکرار میکنم: «از خدا آمرزش بگویید و زانو زده، من مادر، ممکن است برای شما میانجیگری کنم، اما هیچکس سالهای شمای در پاکیزگی را نمی喪د — سالها بسیار، خیلی زیاد! آیا میتوانید این کار را انجام دهید؟ به آنچه شیطان آرزو دارد تسلیم نشوید؛ بلکه به قلب مقدس عیسی تسلیم شوید و بمب اندازید نه، غذا برای تغذیه مردم بگذارید. شتاب کنید، شما نقطه بازگشت ندارید! تمام زمین ممکن است به دلیل سخاوت شمای و گرایش شمای به قدرت جنگ کند. متوقف شده و فکر کن: این قدرت چه سودی دارد؟ در آن روز دیگر نخواهید داشت و آنجا محکوم خواهید شد؛ و احتمالاً در آخرین لحظه تلاش میکنید تا بر نور بیپایان خدا نگاه کنید، اما خدا نمیخواهد حتی یک روح را برای ابدیت از دست بدهد، بنابراین من فرستاده شدهام تا شمای را به سوی نجات هدایت کنم!»
ستمغالی پدر، پسر و روح القدس
برکت مقدس من بر شما میگذارم و از گوش دادن به من سپاسگزاری میکنم.
دعایید، دعایید، دعا کنید!
عیسی ظاهر شد و گفت
خواهر، من عیسی هستم که به تو میگویم: برکت شما را در سهتایی من قرار میدهم، که پدر است، من پسر، و روح القدس! آمین.
او باید فراوان، روشن، مقدس، تقدیسکننده و وحشتناک بر همه مردم زمین نازل شود تا بفهمند این لحظه دنیایی خوب نیست.
امشب به شما خیلی چیزی نمی�فتم، اما از شمای خواستم که متحد باشید، حامل صلح و رفاه باشند.
بچهها، من خداوند عیسی مسیح هستم که با شمای سخن میگویم!
بله، باید متحد باشید تا برای کسانی که بمب اندازند نمونهای باشند؛ آنها را بگویید همه این کارها از نظرتان پسندی ندارد و تما در پی صلح و عشق هستید; حتی یک حرکت کوچک بسیار مهم است.
اما به آن فریبخوردهها میگویم که زمان توقف رسیدهاست؛ برای اینکه مادرم دست من را ثابت نگه دارد، باید دعا کنید؛ با تنها یک حرکتی نیم زمین را برهم زدن میتوانم.
بست! اما تو کی هستی؟ چه میخواهی؟ از غرورت ترسیده نیستم؛ قویتر از من نیستید. شما باید بمب بسازید، در حالی که فقط کافی است دستم را کمی بلند کنم تا همهتان را نابود سازم. و باور کنید، گاه آرزو برای انجام این کار بسیار زیاد میشود، و وقتی مردم را به قتل رساندم دیدن، آن هم بیشتر میگردد — اما سپس میگویم: «من مانند آنها نیستم! من پسر پدر هستم!».
بست! خیلی دور رفتهاید؛ تمام زمین را درگیر خواهید کرد و جنگ جهانی خواهد شد!
اکنون باید انجام دهید، زیرا رویدادهای بسیار ناخوشایند و خطرناک رخ میدهند؛ فوراً — این یک فرمان است!
در سهتایی مقدسم که پدر، من پسر، و روحالقدس هستیم برکت شما را میدهم! آمین.
برکتیده مریم کاملاً پوشیده از سفید بود؛ روی سرش تاجی با دوازده ستاره داشت، در دست راستش دو کبوتر سفید نگه داشته بود و زیر پایش زمین بود که بخشی آن توسط یک پرتو قرمز روشن شده بود و بخش دیگر تاریکی گرفته بود.
عیسی به لباس عیسی رحمان ظاهر شد؛ همانگاه که ظاهر شد، ما را دعا پدرم را خواندن کرد. روی سرش تاجی داشت، در دست راستش زنجیری نگه داشته بود و زیر پایش زمین بود که شکافته شده بود.
فرشتگان، فرشتههای بزرگ و قدیسان حاضر بودند.