چون وارد کلیسا برای قداس مقدس شدم و در نیمکت خود زانو زدم و پروردگارا را ستایش کردم، عیسی مسیح ظاهر شد.
او با نرمی گفت: «آیا میخواهی به اتاق فوقانی من بروی تا مرا آرام کنی؟ از حضورت لذت برم.»
گفتم: «اگر این ارادهٔ مقدس توست.»
پس از آنکه روحم به اتاق فوقانی رفت، در پیش پروردگار ما عیسی مسیح زانو زدم. او گفت: «چقدر دوست دارم والنتینا وقتی حضورت هستی. احساس میکنم آرامتریم چون مرا آرام کنیدی، زیرا رنج من را فهمیدهای.»
«بعضی ممکن است بگویند: ‘خوب، میتوانم به پروردگار ما عیسی مسیح در اتاق فوقانی بروم.’ نه! هیچکس پیشتر نیامد، کسی که انتخاب کردم تنها تو هستی! چقدر برای من رنج کشیدی، شایستهای تا شاهد رنج من باشی، که هر قداس تکرار میشود، بهخصوص در قداس عالی.»
«امروز میخواهم ازت دنیا را تمام بگیرم. جهان نیاز دارد به رحمت من. دنیایی که اکنون زندگی میکنی در مشکل بزرگی است و اگر مردم توبه نکردند و دعا نکرده باشند، بدتر خواهد شد. به فرزندانم بگوید که دعای بسیار ضروریست حالا و مرا باور کنند.»
«خبرهایی که میشنوید و آنچه در دنیا امروز برایت گفته میشود، دروغهای وحشتناکی است. آنها با مردم بد رفتار کردهاند و میخواهند کنترل بیشتری بر شما داشته باشند. امروز شیطان بسیار فعال و قدرتمندیست. خود را با دعا محافظت کنید و به من و مادرم باور کنید.»
«به مردم بگوید که دعای کنند و توبه نماوند. توبهٔ بسیار ضروری است زیرا اگر از گناهانشان توبه نکرده باشند، شیطان قدرت زیادی بر آنها دارد.»
«در مورد بیماران و کسانی که در حال مرگ هستند، اگر فرصت داشته باشید، والنتینا، حرف بزن، خجالتی نباش. به آنها بگوید که توبه کنند. توبهٔ کلید درمان است. وقتی از گناه خودت توبه میکنی، مانند اینه که از سرطانی که درون تو هست توبه میکنی. هر چه بیشتر در حالت نیکی زندگی کنی، سریعتر درمان خواهد آمد. بسیاری از افراد بیمار هستند زیرا توبه نمی喚ند.»
«هنگامی که به جای خودت برگردی و برای دریافت قداس مقدس بروید، میخواهم تو دوباره به صندلی خود برگیری و زانو بزنیدی. من از تو میخواهم که قداس مقدس را دوباره به من تقدیم کنی. این چیزی است که تو را آموزش دادهام و از تو خواستهام.»
«دخترم والنتینا، وقتی از تو میخواهم که قداس مقدس را دوباره به من تقدیم کنی، باید فقط بین تو و من باشد، اما اکنون دیگران هم همین کار رو انجام میدن.»
گفتم: «خداوندا، بسیار پشیمانم که اشتباه فهمیدم.»
«شخصها شروع به تقدیم قداس مقدس به من خواهند کرد، اما از آنها قبول نخواهم کرد. میتوانند برای خودشان و خانوادههایشان آن را تقدیم کنند. اما تو، چون در حضور مقدسی من هستی وقتی که رنج میکشم، و عذابم طی مراسم قربانی قداسی تکرار میشود، میخواهم تو قداس مقدس را دوباره به من تقدیم کنی تا بتوانم از آن برای رحمت و صلح در جهان استفاده کنم.»
هنگامی که آنچه خداوند یسوع مسیح از من خواسته بود انجام دادم، هاستی را فوراً بلعیدم. شش فرشته زانو زده روی پیشمنام دیدیم، منتظر بودند و اشکها بر چهرهام جاری شد.»
میدانم که برای من نمی�انند. برای قداس مقدس میراهنند. وقتی هاستی را بلعیدم و به خداوند تقدیم کردم، فرشتگان رفتند.»
در اخیر پروردگار عیسی مسیح من را بسیار رنج داده است. این ارادهٔ اوست مقدس و من هیچ چیز نمی喧دم که بکنم. اتاقام همیشه از روحهای مقدس پُر است.
هنگامی که هنوز در کلیسا زانو زده بودم، گفتم: «پروردگار، فکر میکردم همهی روحها برای عید پاک به آسمان رفتهاند.»
او ناز کرد و گفت: «بسیاری رفتند. تو بسیار خوشحال خواهی شد. اما بسیاری همچنان در حال مرگ هستند و نمی喧د که هنوز به آسمان بروند. همهی آنها میخواهند سریعاً به آسمان بروند، اما نمی喯ن؛ باید نخست پاک شوند.»
روحها همیشه وارد اتاقام میشوند تا من از آنان کمک کنم. تنها میتوانم آنها را در مقدس مَس و با دعاهای خود و رنجهایم به پروردگارمان تقدیم کنم.
گفتم: «سپاسگزارم، عیسی مسیح پروردگار. بر ما رحمت بفرما و لطفا بیایید!»
پروردگار عیسی همیشه میگوید: «همهی آنچه رخ میدهد زودتر از آنکه فکر کنیم گذشته خواهد شد، اما پادشاهی من بسیار نزدیک است.»
پروردگار ما آرزو دارد که امیدوار باشیم.
در طول مقدس مَس پروردگار نیز دربارهٔ حضور غیر روحانیان در اطراف میزخورش خود سخن گفت.
گفت: «هیچکدام از غیر روحانیان در هنگام آمدن دوم من در اطراف میزخورش نخواهند بود. تنها شخصی معمولی که مرا در اطراف میزخورش خدمت خواهد کرد، کسی است که به کشیش کمک میکند. زنان مانند حال حاضر در اطراف میزخورش نبوده و احترامی مثل هیچوقت پیشتر وجود دارد. کلیسای من کاملاً تجدید خواهد شد.»
سپاسگزارم پروردگار، برای همهی نعمتهایت و برکاتهایتو.