امروز من در Mass سوگوارانه دوستم ویلهلمینا شرکت کردم. دو دهه از تسبیح را برای روح او خواندم. پس از دریافت خداوند ما عیسی در عشای ربانی مقدس، تقدیم عشای ربانی مقدس را برای ویلی و برای ارواح مطهر انجام دادم.
خداوند ما عیسی ظاهر شد. او لبخند زد و گفت: «والنتینا، میدانم که دلت برای ویلی تنگ خواهد شد. او دوست خوب تو بود، اما اکنون نزد من است. او غرق در لذت است و واقعاً خوشحال است. او هرگز نمیتواند به اندازه کافی از من برای بودن در حضورم تشکر کند.»
«دنیا اکنون بسیار، بسیار خطرناک است. اما شجاع باش. تو باید کلام مرا اعلام کنی و به مردم بگویی که توبه کنند و بیدار شوند، زیرا آنها جنگ را شروع خواهند کرد. چین جنگ را شروع خواهد کرد. من مانع آن هستم، اما نمیتوانم تا ابد مانع باشم. مردم باید تغییر کنند. تو در حال حاضر در دوران وحشتناکی زندگی میکنی. این یک واقعیت است. آنها فقط درباره سلاحها صحبت نمیکنند — بلکه دارند آنها را نشان میدهند. کشورهای دیگری نیز درگیر هستند، مانند روسیه و کره شمالی.»
خداوند ما عیسی به آزمایشهای اخیر سلاح توسط چین در اقیانوس آرام جنوبی اشاره میکرد.
خداوند گفت: «اما میدانی، همیشه باید در ذهن داشته باشی که پس از تمام مشکلات جهان، عصر جدیدی از صلح وجود دارد که ما قرار است وارد آن شویم.»
این وعدهای زیبا از سوی خداوند ما است، اما اکنون خطرات زیادی پیرامون ما را فرا گرفته است. ما باید دعا کنیم و توبه کنیم.
من داشتم به رویاهایی که دیروز صبح از ویلی دیدم فکر میکردم، زمانی که خانهای را که خداوند در آسمان برای او آماده کرده بود، دیدم. در Mass سوگوارانه او امروز، خواندن انجیل از یوحنا ۱۴:۲ بود: «در خانه پدر من اتاقهای بسیاری هست».
میتوانی ببینی که چگونه خداوند خانهای جدید برای ویلی آماده کرده است و این خانه دقیقاً برای او مناسب است.
گفتم: «ویلی، برای نوههایت دعا کن.» او همیشه درباره همه آنها صحبت میکرد.