امروز صبح، پس از آنکه فرشته مرا بعد از زیارت ارواح قدیس به همراه مادر برکتیافته به خانه آورد، به خداوند عیسی گفتم: «خداوندا، من امروز هنوز خستهام چون زیاد نخوابیدهام، اما مشتاقانه منتظر رفتن به کلیسا برای مراسم قدیس هستم.»
در حالی که در خانه برای رفتن به مراسم قدیسِ یکشنبه آماده میشدم، خداوند ما عیسی آمد و پرسید: «آیا امروز میآیی تا مرا در اتاق علیا ملاقات کنی؟»
پاسخ دادم: «خداوندا، اگر خودتان بخواهید، اما من لایق نیستم.»
او گفت: «باید در برابر من بیایی تا ببینی من چگونه رنج میکشم.»
بعدها، لحظهای که قدم به کلیسا گذاشتم، خداوند ما عیسی مرا دعوت کرد و به من گفت چه زمانی در اتاق علیا نزد او بیایم و چه زمانی برای دریافت عشای ربانی مقدس بازگردم. وقتی روح من در اتاق علیا است، میتوانم صدای گروه کر کلیسا را در ستایش خداوند بشنوم، هرچند که نمیتوانم آنها را ببینم. مراسم قدیس برگزار میشود، اما بیش از یک کشیش حضور دارد. در واقع کشیشان بسیاری در اطراف مذبح هستند، هرچند با چشم انسان تنها یک کشیش دیده میشود.
در اتاق علیا، خداوند ما در مقابل من است و تمام انرژی خود را برای نجات بشریت میافکند. در سمت چپ من کشیشها حضور دارند، از جمله آن که در کلیسا حاضر است و دیگرانی که به صورت روحی آنجا هستند و برای برگزاری مراسم قدیس گرد مذبح مقدس جمع شدهاند. اما هیچکدام از اینها برای من اهمیتی ندارد، زیرا من با خداوند ما هستم.
فرشته میگفت: «همه اینها را نادیده بگیر، زیرا تو در حضور خداوند هستی.»
خداوند عیسی گفت: «ببین چگونه برای رستگاری گناهکاران، برای رستگاری جهان و برای نگاه داشتن جهان رنج میکشم. عذاب من هر بار بیشتر میشود. مرا ستایش کن و برای آن از من سپاسگزاری کن.»
مانند زمانی است که پروردگار ما مصلوب شد. او در هر مراسم قدسی (Mass) همان رنجها را از سر میگذراند.
او به من وحی کرد: «دوست ندارم در تو ترس ایجاد کنم، اما باید آشکار کنی و به مردم اجازه دهی بدانند که اکنون با هوش مصنوعی روبرو هستید. شیطان بسیار سخت تلاش میکند تا این را بر مردم تحمیل کند. او در زمان و مکانی معین، تا حد زیادی موفق خواهد شد. انسانها دیگر ارزش چندانی روی زمین ندارند. آنها میخواهند بشریت را با هوش مصنوعی و رباتهای فلزی جایگزین کنند. ارواح خبیثه در تلاشاند تا از شر تمام بشریت خلاص شوند.»
«فرزندان من، این موضوع جدی است. باید به مردم بگویید که توبه کنند و این مسئله را جدی بگیرند، که به سوی خدا بازگردند و دعا کنند. هر چه بیشتر دعا کنید، شر را بیشتر دور میکنید.»
«برای رهبران جهان دعا کنید، زیرا آنها یک چیز میگویند اما کار دیگری انجام میدهند. آنها دروغ میگویند — آنها صادق نیستند.»
گفتم: «پروردگار عیسی، آیا میتوانید لطفاً جهان را تغییر دهید؟ آیا میتوانید بیایید؟ مردم منتظر ظهور شما هستند.»
او پاسخ داد: «من خواهم آمد. همه چیز برنامهریزی شده است، اما در عین حال باید رنجهای بسیاری را تحمل کنید. من میخواهم همگی شما قوی باشید و بدانید که من با شما هستم، اما باید ایمان داشته باشید، ایمان به من.»
«اجازه نده این (هوش مصنوعی) تو را نگران کند. آن را نپذیر، فقط نادیدهاش بگیر. اما در حال آمدن است و همین حالا هم اینجا هست. شر تا حد معینی موفق خواهد شد زیرا مردم از ایمان، از خدا جدا شدهاند. مردم باید به سوی خدا بازگردند. رستگاری تنها در من است.»
«قوی باشید و کلام مرا اعلام کنید. من با شما هستم، پس نترسید. شما تمام اتفاقاتی را که در جهان میافتد میبینید، پس باید کلام قدسی مرا منتشر کنید. مردم به شما نیاز دارند.»
«اکنون آنها در حال آماده شدن برای عشای ربانی هستند. به جایگاه خود بازگرد.» خداوند به من میگوید درست قبل از دعای پدر ما به جایگاهم بازگردم، اما ما همچنان متصل هستیم. او هنوز با من سخن میگوید.
امروز، در کنار کشیش، دختر جوانی ایستاده بود که مشغول توزیع عشای ربانی میان جماعت بود.
گفتم: «اوه نه، آن دختر دوباره دارد عشای ربانی میدهد.»
عیسی خداوند گفت: «آنها ادامه خواهند داد، اما به یاد داشته باش، هر بار که او تناول مقدس انجام میدهد و بدن قدوس من را لمس میکند، هر بار باید در برزخ رنج بکشد.»
بعد از پایان مراسم قدیس، برای دعا به کلیسا رفتم.
مادر برکتیافته گفت: «همیشه به پسر من گوش بسپار و آنچه را که به تو میگوید بنویس. فرزندان من، چیزهای بد بسیاری در پیش روی شماست.»
هنگام دعا در کلیسا، از خداوند عیسی برای پدر کریس سپاسگزاری کردم. خداوند از او بسیار خشنود است. وقتی پدر کریس امروز مراسم قدیس را برگزار میکرد، نوری درخشان دیدم که بر سر او میتابید.
خداوند گفت: «به پدر کریس بگو که من واقعاً او را دوست دارم و واقعاً، واقعاً از او برای خدمت زیبای مراسم قدیس، موعظهای که برای مردم کرد و آموزههایش سپاسگزارم. او واقعاً، واقعاً، واقعاً از روح و قلب خود سخن میگوید و من او را بسیار عمیق دوست دارم. پس این را به او بگو.»
«ببین، وقتی کشیشی مانند او حقیقت انجیل را در موعظه در کلیسا بیان میکند و مراسم قدیس را با تمام روح و تمام توان خود برگزار میکند، کلیسا تعالی مییابد — اما این فقط برای همان روز است. با این حال، وقتی کشیش از رنجاندن مردم میترسد، کلیسا تعالی نمییابد.»
گفتم: «خداوندا، اگر پدر کریس را دیدم، به او خواهم گفت.»
همانطور که از کلیسا خارج میشدم، اتفاقی درست به سمت پدر کریس قدم برداشتم. کلماتی را که خداوند ما عیسی گفته بود با او در میان گذاشتم.